X
تبلیغات
ملائک
ملائک

مهم نیست قفل ها دست کیست، مهم این است که کلیدها دست خداست


خلقت نورانی حضرت زهرا سلام الله علیها

خلقت نورانی حضرت زهرا سلام الله علیها 



1) سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س)
و در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: « جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا « حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا « اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا « اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم « فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود» (1)

2) حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليه و اهل‏بيت علت آفرينش هستى

رسول خدا فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او بدميد، آدم به جانب راست عرش نظر افكند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد، عرض كرد: خدايا قبل از آفريدن من، كسى را از خاك خلق كرده‏اى؟ خطاب آمد: نه، نيافريده‏ام. عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و صورت همانند خود مى‏بينم چه كسانى هستند؟
خداى تعالى فرمود: اين پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى‏آفريدم، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده‏ام (و من خود آنان را نامگذارى كرده‏ام)، اگر اين پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى‏آفريدم و نه عرش و كرسى را، نه آسمان و زمين را خلق مى‏كردم و نه فرشتگان و انس و جن را.
منم محمود و اين محمد است، منم عالى و اين على است، منم فاطر و اين فاطمه است، منم احسان و اين حسن است، و منم محسن و اين حسين است. به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره‏ى بسيار كوچكى كينه و دشمنى هر يك از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى‏افكنم... يا آدم، اين پنج تن، برگزيدگان من هستند و نجات و هلاك هركس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنان دارد. يا آدم، هر وقت از من حاجتى مى‏خواهى، به آنان توسل كن.
ابوهريره مى‏گويد، پيامبر اكرم در ادامه‏ى سخن فرمود: ما پنج تن كشتى نجاتيم، هركس با ما باشد، نجات يابد، و هركس كه از ما روگردان شود هلاك گردد. پس هركس حاجتى از خدا مى‏خواهد پس به وسيله‏ى ما اهل‏بيت از حضرت حق تبارك و تعالى مسئلت نمايد».
حقيقت آنست كه پنج تن مقدّس رمز خلقتند:
يا أحمَدُ! لَو لاكَ لَما خَلَقتُ الأفلاكَ، وَ لَو لا عَلِىُّ لَما خَلَقتُكَ، وَ لَو لا فاطِمَةُ لَماخَلقُتُكما. (2)
اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمين نمى‏آفريدم و اگر على نبود تو را نمى‏آفريدم و اگر فاطمه نبود شما را نمى‏آفريدم (يعنى شمايان رمز خلقتيد).
و فاطمه حوريّه‏اى بود كه چند صباحى لباس آدميان در بر نمود: (3)

3) روشنى عالم از نور حضرت زهرا (س)

ابن‏مسعود نقل مى‏كند كه، ديدم على بن ابى‏طالب عليه‏السلام را كه مشغول نماز است و در ركوع و سجودش مى‏گويد: « اللهم بحق محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عبدك، اغفر للخاطئين من شيعتى»
پروردگارا، به حق بنده‏ى مقربت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطاكاران از شيعيان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شدم. ايشان را در حال نماز يافتم. ديدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز خود مى‏گويد:
« اللهم بحق على عليه‏السلام عبدك اغفر للخاطئين من امتى»
خداوندا، خطاكاران از امت مرا، بحق على عليه‏السلام بنده‏ى مقربت ببخش.
از آنچه ديده بودم، در من وحشت و ترديد بزرگى ايجاد شد. وقتى نماز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آيا كافر شدى بعد از آنكه ايمان آورده بودى؟
عرض كردم، ابداً چنين نيست يا رسول‏اللَّه، بلكه ديدم على عليه‏السلام را كه خداوند را به حق شما طلب مى‏كرد و شما را ديدم كه خدا را به حق على عليه‏السلام مى‏خوانديد. پس ترديد كردم كه كداميك از شما نزد خداى عزوجل برتريد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: اى پسر مسعود، بنشين.
پس من در مقابل، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشستم.
آن حضرت فرمودند: « ان اللَّه خلقنى و علياً من نور قدرته قبل ان يخلق الخلق بالفى عام اذ لا تسبيح و لاتقديس.» خداوند من و على عليه‏السلام را از نور عظمت و بزرگى خود خلق كرد: هزار سال قبل از آنكه ساير خلائق را بيافريند. زمانى كه هيچ تسبيح و تقديسى وجود نداشت.
« ففتق نورى، فخلق منه السموات و الارضين و انا و اللَّه اجل من السماوات و الارضين.» پس نور مرا شكافت و از نور من آسمانها و زمين را آفريد به خداى تبارك و تعالى قسم كه من از آسمانها و زمين برترم.
« و فتق نور على بن ابى‏طالب عليه‏السلام فخلق منه العرش و الكرسى و على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و اللَّه افضل من العرش و الكرسى» و چون نور على عليه‏السلام را منتشر ساخت عرش و كرسى از نور او خلق گرديد؛ به پروردگار قسم كه على عليه‏السلام از عرش و كرسى افضل است.
« و فتق نور الحسن عليه‏السلام فخلق منه اللوح و القلم و الحسن عليه‏السلام و اللَّه افضل من اللوح و القلم». سپس نور حسن عليه‏السلام را باز كرد و لوح و قلم از نور حسن عليه‏السلام به وجود آمد و به خدا قسم كه حسن عليه‏السلام از لوح و قلم نيز برتر است.
« و فتق نور الحسين عليه‏السلام فخلق منه الجنان و الحور العين و الحسين عليه‏السلام و اللَّه افضل من الحور العين.» و چون هستى را از نور حسين عليه‏السلام معطر كرد، بهشت و حوريان زيباروى از نور او پديدار گشتند؛ واللَّه حسين از حورالعين برتر است.
« ثم اظلمت المشارق و المغارب فشكت الملائكه الى اللَّه تعالى ان يكشف عنهم تلك الظلمه فتكلم اللَّه جل جلاله كلمه فخلق منها روحا ثم تكلم بكلمه فخلق من تلك الكلمه نورا فاضاف النور الى تلك الروح و اقامها مقام العرش فزهرت المشارق و المغارب فهى فاطمه الزهراء عليهاالسلام و لذلك سميت الزهراء لان نورها زهرت به السماوات.» سپس همه‏ى هستى از شرق تا به غرب تاريك ماند. ملائكه بر پروردگار از آن همه تاريكى و ظلمت شكايت كردند و خواستند كه پروردگار تاريكى را از ايشان برطرف كند. پروردگار در اجابت خواسته‏ى آنان كلمه‏اى فرمود، از آن كلمه روحى خلق گرديد، سپس كلمه‏اى ديگر فرمود و از آن كلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در بلندترين مكان عرش قرار داد. همه‏ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آميخته به نور خلق شده از لطف پروردگار كسى نيست، جز فاطمه زهرا عليهاالسلام و به همين دليل او را زهرا عليهاالسلام ناميدند زيرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامه‏ى اين روايت زيبا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمايند:
« يابن مسعود اذا كان يوم القيامه يقول اللَّه جل جلاله لى و لعلى ادخلا الجنه من شئتما و ادخلا النار من شئتما و ذلك قوله تعالى (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) فالكافر من جحد نبوتى و العنيد من جحد بولايه على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترته و الجنه لشيعته و لمحبيه.» اى پسر مسعود، چون روز قيامت فرارسد، پروردگار به من و على عليه‏السلام مى‏فرمايد: هركس را كه مى‏خواهيد به بهشت داخل كنيد و به جهنم بفرستيد هركس را كه مى‏خواهيد. و اين قول پروردگار در قرآن مجيد است كه (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) (4)
هر كافر متكبر لجوج را به جهنم افكنيد پس كافر كسى است كه از نبوت من سرپيچى كند و عنيد كسى است كه از ولايت على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترتش و محبت كردن به شيعيان و دوستانش سر باززند. (5)
و در روايت ديگرى است كه:
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفريد، و آسمان و زمين را از نور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و عرش و كرسى را از نور على عليه‏السلام و لوح و قلم را از نور حسن عليه‏السلام و حورالعين را از نور حسين عليه‏السلام آفريد. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاريكى بود. فرشتگان از اين ظلمت به خدا شكايت كردند و خدا را به اين انوار قسم دادند كه ظلمت را بردارد.
اين بود كه خداوند روح و نور فاطمه عليهاالسلام را آفريد، و مشرق و مغرب آفرينش روشن شد.

 

منبع: http://yazahra.net

دوشنبه دوم خرداد 1390 توسط ملائک |

طبقه بندی: حضرت فاطمه(س) 

آيا فاطمه (سلام الله علیها) الگوي ماست(2)

..................... قسمت دوم

4 ـ محور اصلي خانواده

يكي ديگر از جلوه هاي شخصيت فاطمه زهرا(س) خانه داري همسرداري و پرورش فرزند و در يك كلمه «محوريت اصلي خانواده» است.
پيامبر به هنگام ازدواج علي و فاطمه مسئوليت را بين آن دو تقسيم كرد كارهاي بيرون از خانه برعهده علي و كارهاي داخل خانه بر عهده فاطمه و جالب آنكه فاطمه از اين تقسيم كار اظهار خشنودي كرد.
آن بزرگوار علي رغم شخصيت والاي علمي و معنوي اش ـ كه پس از رسول خدا جبرئيل امين به محضرش شرفياب مي شد ـ هرگز از خانه داري ابايي نداشت و «كار» در محيط خانه را «عار» نمي دانست.
از اينكه با تلاش و مجاهدت شبانه روزي نيازهاي اعضاي خانواده را برآورده سازد و دستانش در اين راه پينه ببندد دريغ نمي ورزيد چرا كه آن را «عبادت» مي دانست. از اين رو توانست دوشادوش علي بن ابيطالب حركت كند و فرزنداني را ترتيب نموده و به بشريت تقديم كند كه افتخار انسانيت اند. فرزنداني كه هر كدام به تنهايي «الگويي» براي بشر ديروز و امروز و فردايند. بدون شك نقش فاطمه زهرا در پرورش چنين فرزنداني اگر بيشتر از علي بن ابيطالب نباشد كمتر نيست.
او بود كه در غياب علي كه غالبا در ميدان هاي جنگ در ركاب پيامبر مي جنگيد به تربيت فرزندان مي پرداخت.
با كمال تاسف امواج دروغين «دفاع از حقوق زن» از دنياي غرب به جهان اسلام نيز رسيده و جوامع اسلامي را تحت تاثير قرار داد. با انگيزه بهره كشي هر چه بيشتر بهره كشي از جسم زنان از يك سو و نيروي كار آنان به ثمن بخس از سوي ديگر سرمايه داران بي وجدان غربي را بر آن داشت تا زنان را از محيط خانه و خانواده به اجتماع بكشانند و چون انگيزه اصلي قابل ابراز و علني كردن نبود به ناچار در زرورقي از «حقوق زن» پيچيدند تا زرق و برق آن فريبنده باشد و افراد ظاهربين را بفريبد. متاسفانه اين ترفند كارگر افتاد و زنان را به محروميتي مضاعف گرفتار كرد.
كسي كه بايد در محيط خانه «نقش محوري» را ايفا كند «بانوي خانواده» باشد «مادري دلسوز و فداكار» براي فرزندان باشد به «كارگري مفت و مجاني» و توسري خور در كارگاه ها و كارخانه ها و زيردست كارفرمايان و «مانكني فريبنده» در بارها و كاباره ها و «عروسكي بزك كرده» در كوچه و خيابان تبديل شد.
ظهور انقلاب اسلامي در قلب خاورميانه عزت و شخصيت زن مسلمان را به او بازگرداند زنان به بركت اسلام هويت واقعي خود در كشوري كه همه چيزش غربي شده بود باز يافتندـ با بازگشت به هويت و فرهنگ اصيل خود در صف مقدم مبارزه با استعمار و استثمار قرار گرفتند و الگوي زنان عالم شدند.
اما نبايد از كنار اين واقعيت تلخ عبور كرد كه هنوز آن امواج دروغين در جامعه ما قرباني مي گيرد. بر اثر تبليغات غربيان و واگو كردن آن توسط غربزدگان «خانه داري» به معناي واقعي آن يعني هسته مركزي «تعليم و تربيت» و كانون «صفا و صميمت» بوده در ميان طيف وسيعي از بانوان ارزش خود را از كف داده است. عده اي گمان مي كنند «اشتغال زن در بيرون خانه» يك ارزش است و «خانه داري» ضدارزش.
در حالي كه «اشتغال براي زنان» در صورتي يك ارزش است كه زن بتواند در كنار مسئوليت اصلي خود از عهده آن برآيد.
زني كه نقش محوري خود را در محيط خانه و خانواده كه كانون «مهر و محبت و عاطفه» است به خوبي ايفا مي كند و نياز روحي و رواني همسر و فرزندانش را برآورده مي سازد چنانكه بتواند مسئوليتي را نيز در اجتماع برعهده بگيرد البته يك ارزش است و بايد از او تقدير كرد.
اما زماني كه به بهاي «اشتغال» خانه و خانواده را قرباني مي شود همسر و فرزند به حال خود رها مي شوند حقوق اعضاي خانواده فداي خواسته هاي شخصي خود مي گردد مسئوليت خود را در قبال فرزندي كه به دنيا آورده اند فراموش مي كنند و حتي براي حفظ موقعيت شغلي خود حاضرند خانه و خانواده را متلاشي كنند نه تنها شايسته تكريم نيستند بلكه دولت اسلامي و جامعه حق دارد آنان را مواخذه كند.
آيا پدر يا مادري كه با انتخاب خود خانواده اي تشكيل داده و فرزنداني به دنيا آورده اند مجازند حقوق فرزندانشان را فداي اميال شخصي خود كنند به خاطر اشتغال يالله خانواده را با طلاق يالله متلاشي كنند و فرزندان را از حق مسلمشان در برخورداري از يك كانون مهر و محبت محروم سازند
استاد شهيد مرتضي مطهري از اينكه «مقام و وظيفه مادري از طرف مادران و حقوق مادري از نظر فرزندان و از نظر علماي اجتماع در عصر ما تحقير و ناشناخته شده» اظهار تاسف مي كرد و با يادآوري اينكه نقش زن منحصر به مادري نيست و زن در اسلام در بسياري از مسائل اجتماعي همدوش مرد است اما «مادري را مهمترين وظيفه و مقام و پست اجتماعي» مي دانست كه بايد در درجه اول وظايف و مقامات اجتماعي زن قرار گيرد.
اين متفكر اسلامي بر اين باور بود كه «شناختن فلسفه مادري بستگي دارد به اينكه ما جنبه هاي اجتماعي و فردي مادري را از لحاظ طبيعي يعني از لحاظ تاثير مادري در مادر و در فرزند و از جنبه هاي اجتماعي يعني از جنبه تاثير مادر در بهبود نسل و يا فساد آن و در تربيت روح فرزندان به واسطه عواطف فوق العاده مادري بشناسيم و براي مهر مادري كه از تمام مهرهاي جهان ممتاز است حكمت و فلسفه قائل شويم و آن حكمت و فلسفه را منحصر به رشد دادن جسم فرزند ندانيم بلكه براي آن جنبه عمومي و اجتماعي قائل شويم و آن را مقدمه اي براي پرورش عاطفي روح فرزند در اجتماع بدانيم»
(يادداشتهاي استاد مطهري ج 7 ص 30 ـ29)
آيا به راستي مي توان از نقش مادري با اين همه آثار و بركاتي كه دارد به سادگي صرفنظر كرد و آن را فداي اشتغال يا هر مسئوليت ديگري نمود !
واقعيت اين است كه پس از پيروزي انقلاب علي رغم بازيافتن شخصيت زن مسلمان بر مقام مادري زن و نقش محوري او در خانواده جفا شده «مادري» و «همسري» تحقير شده و يا لااقل با ارزشهاي ديگر همنشين نشده است و چنين فضايي زيبنده جامعه اسلامي نيست كه حضرت زهرا(س) را الگوي خود مي داند.
روز ولادت آن حضرت را روز زن ناميدن و در حاشيه آن به نقش مادران توجه كردن و با گل و شيريني و خريد كادو از آنان تقدير كردن تنها قدمي كوچك در اين زمينه است.
ارجگذاري به مقام مادران آن است كه قانونگذاران و دولتمردان تمام همت خود را در جهت تحكيم مباني خانواده و مقام و منزلت زني كه خود را وقف خانه و خانواده و همسر مي كند و مادري كه خود را فداي فرزندان مي كند به كار گيرند.
دفاع از حقوق زن اين نيست كه براي آنان به طور مساوي بلكه بيشتر از مردان فرصت هاي شغلي و حتي تحصيلي ـ هر چند در رشته هايي نامتناسب با شان و شخصيت و جسم و جانشان ـ فراهم كنيم و با وجود درصد بالايي از جوانان بيكار در كشور ادارات و سازمانها و كارگاه ها و كارخانجات زنان را ـ نه از روي دلسوزي و دفاع از حقوق زن بلكه ـ به خاطر ارزانتر بودن و ناتواني در دفاع از حقوقشان يا براي ملاحظه مجامع بين المللي به كار گيريم و مقتضيات فرهنگ اسلامي و ايراني را ناديده انگاريم.
زن مسلمان حق دارد كه محيطي توام با آرامش و آسايش داشته باشد نيازهايش برآورده شود فرصت و مجال كافي براي برخورداري از حق و لذت مادي پيدا كند از حقوق او در برابر تجاوزات احتمالي مرد در خانه يا در اجتماع دفاع شود.
در قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز يك اصل براي همين منظور پيش بيني شده:
«از آنجا كه خانواده واحد بنيادي جامعه اسلامي است همه قوانين و مقررات و برنامه هاي مربوطه بايد در جهت آسان كردن تشكيل خانواده پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي برپايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد» (اصل دهم قانون اساسي)
شهيد آيت الله بهشتي در تشريح مبناي اين اصل مي گفت:
«جامعه اسلامي جامعه اي است كه براساس آن نوعي از جهان بيني و بينش اجتماعي است كه كانون خانواده چيزي بسيار فراتر از كانون تعليم نيازهاي جنسي يا اقتصادي يا پاسخ به تعاوني هاي ساده در زندگي است. نقش خانواده در اخلاق در پايه گذاري براي رشد عواطف انساني در سالم نگاه داشتن انسان از تعديات و تجاوزات گوناگون و آماده نگه داشتن او براي آن طهارت روحي و سلامت اخلاقي كه ركني از اركان نظام فرهنگي و اجتماعي است بسيار مهم است. از اين جهت اين اصل به عنوان يك اصل بنيادي از اصول كلي قانون اساسي در اينجا آمده است.»
آيت الله موسوي اردبيلي يكي از اعضاي مجلس خبرگان نيز در تبيين فلسفه و اهميت اين اصل اظهار داشت:
«... چون در زندگي ماشيني وضع خواه ناخواه طوري است كه زنها از محيط خانواده به محيط كار جذب مي شوند و همين رفتن زن از محيط خانواده به محيط كار و جذب شدن در آن بناي خانواده را تضعيف مي كند و آن را متلاشي ساخته و در جامعه بزرگ حذف مي كند.
اين اصل به اين منظور است كه شرايط و وسايل براي تشكيل و حفظ و حراست از خانواده سالم و برمبناي حق و اخلاق و فضيلت كه تامين كننده حقوق زن و مرد و فرزندان است فراهم گردد مثلا بعضي از مسائل فقهي و اخلاقي در اسلام با جذب شدن زن در اجتماع منافات دارد. زن مي تواند كار كند ولي در محدوده اي كه با حقوق بچه ها و وظايف مادري و شوهرداري او منافات داشته باشد و به عبارت ديگر نبايد به محو عواطف بين شوهر و زن و فرزند رسالت مادري و تربيت فرزندان منتهي شود.» (مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي ج 1 ص 433 و 440)
هر چند به هنگام تدوين اين اصل كه به نوعي در پيش نويس قانون اساسي هم پيش بيني شده بود هياهو و جنجالي از سوي چپگرايان و غربزدگان برخاست كه با اين تعارفات مي خواهند زنان را خانه نشين كنند و از حق اشتغال و حضور در اجتماع محروم سازند! اما اين اصل با اكثريت قاطع در مجلس خبرگان تصويب شد.
ملاحظه مي شود كه خانواده در جمهوري اسلامي چقدر اهميت دارد. از اين رو سياست تصميم و برنامه اي كه كيان خانواده را به خطر اندازد آشكارا نقض قانون اساسي است و بايد از آن پرهيز كرد.
ايجاد تعادل ميان نقش آفريني بانوان در محيط خانه و حضور آنهايي كه علاقمند به فعاليت در عرصه اجتماعي و سياسي اند يك ضرورت است كه از يك سو بر عهده دولتمردان است و از سوي ديگر بر عهده زنان.
بدون شك نقش آفريني بانوان در محيط خانه و خانواده بسيار مهمتر از اشتغال و حضور اجتماعي است هر چند بانوان بسياري هستند كه مي توانند اين دو نقش را به صورت هماهنگ و متعادل با يكديگر جمع كنند ولي نمي توان انكار كرد كه جمع بين اين دو از توان بسياري ديگر خارج است.
در مورد چنين افرادي بدون ترديد نقش نخست در اولويت است زيرا سرنوشت اعضاي ديگر خانواده بالاخص فرزندان به اين حضور بستگي دارد. يك مادر نمي تواند و نبايد به خاطر دلبستگي به اشتغال حقوق فرزندش را كه تكليفي است برعهده مادر ناديده بگيرد و او را به حال خود رها سازد.
اگر براي كسي اشتغال يا تحصيل در سطوح عالي يا هر فعاليت اجتماعي ديگر در رتبه نخست اهميت قرار داد نبايد با فرزنددارشدن حقوق او را فداي ميل و خواسته خود نمايد. هم فرزند هم پدر فرزند و هم اجتماع و حكومت مي تواند حقوق اين فرزند را از مادر مطالبه كند. مادر بخواهد يا نخواهد براساس ناموس خلقت «وظيفه مادري» را برعهده دارد و نمي توان از ايفاي آن شانه خالي كند چنان كه پدر نيز چنين است مگر آنكه خود را از نعمت مادر يا پدر بودن محروم كند.
به گمان نويسنده بسياري از ناهنجاري هاي اخلاقي و اجتماعي در جوانان و نوجوانان اين مرزوبوم علي رغم ايمان و اعتقاد مذهبي پدران و مادران معلول بي توجهي آنان به وظايفي است كه در قبال فرزندانشان برعهده دارند. پدر يا مادر كه به كوچكترين بهانه اي و براي رسيدن به اميال و آرزوهاي خودخواهانه خود كانون خانواده را از هم مي پاشند و نسبت به سرنوشت همسر و فرزندانشان بي تفاوتند نبايد از سوي اجتماع و دولت به حال خود رها شوند. ايفاي نقش خانوادگي يك تكليف است تكليفي كه اجتماع بايد آن را از اعضاي خانواده مطالبه كند.
باري در اين محضر بيش از همه روي سخن ما با سياستگذاران برنامه ريزان و دولتمردان از يك سو و با بانوان از سوي ديگر بود كه به اظهار اينكه الگوي ما فاطمه زهرا و زينب كبراست اكتفا نبايد كرد بايد در عمل نشان داد كه آنها الگوي مايند و ما پيرو آنان. بايد در زندگي ما نشاني از سيره و سنت آنان مشاهده شود والا سخن از آنان گفتن و به ميل خود رفتار كردن نوعي نفاق است. به اميد آنكه گفتار و كردار آنان نمود و جلوه بيشتري در زندگي ما پيدا كند.
اگر فاطمه زهرا در برابر ستم پيشگان نمي ايستاد زينب كبري درس ايستادگي در برابر ظلم يزيديان را نمي آموخت و حقايق پرافتخار عاشورا به نسل هاي آينده منتقل نمي شد
سيره و سنت فاطمه زهرا و زينب كبري همواره پاسخي بود به جاهلان متنسكي كه انقلابيون را به خاطر دعوت زنان به مبارزه و حضورشان در راهپيمايي ها و تظاهرات شماتت مي كردند!
آيا هيچ مسلماني باور مي كند كه حضرت زهرا(س) به شعله ور ساختن اختلاف و كينه بين برادران مسلمان رضايت دهد درحالي كه دشمنان مشترك مسلمانان در برابرشان صف آرايي كرده اند !
امروز بسياري از مسلماناني كه از كشورهاي اسلامي و حتي غيراسلامي به ايران سفر مي كنند از مشاهده وضعيت ناهنجار فرهنگي برخي از بانوان در كوچه ها و خيابانها شگفت زده مي شوند.
براثر تبليغات غربيان و واگو كردن آن توسط غربزدگان «خانه داري» به معناي واقعي آن يعني هسته مركزي «تعليم و تربيت» و كانون «صفا و صميميت» بودن در ميان طيف وسيعي از بانوان ارزش خود را از كف داده است.
استاد شهيد آيت الله مطهري: مقام و وظيفه مادري از طرف مادران و حقوق مادري از نظر فرزندان و از نظر علماي اجتماع در عصر ما تحقير و ناشناخته شده است.
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي: نقش خانواده در اخلاق در پايه گذاري براي رشد عواطف انساني در سالم نگاه داشتن انسان از تعديات و تجاوزات گوناگون و آماده نگه داشتن او براي آن طهارت روحي و سلامت اخلاقي بسيار مهم است.
آيت الله موسوي اردبيلي: زن مي تواند كار كند ولي اين كار نبايد به محو عواطف بين شوهر و زن و فرزند رسالت مادري و تربيت فرزندان منتهي شود.
به اظهار اينكه الگوي ما فاطمه زهرا و زينب كبري است اكتفا نبايد كرد بايد در عمل نشان داد كه آنها الگوي مايند و ما پيرو آنان.
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 توسط ملائک |

طبقه بندی: حضرت فاطمه(س) 

آيا فاطمه (سلام الله علیها) الگوي ماست

 

آيا فاطمه (سلام الله علیها) الگوي ماست


مسلمانان به ويژه شيعيان آن حضرت را به لحاظ شخصيت والايش « الگو و اسوه» زنان و مردان مي شمارند اما برداشت يكساني از اسوه بودن او ندارند. اشاره اي مختصر در اين زمينه و نشان دادن ابعاد اين « اسوه» مي تواند ما را در تأسي به آن بانوي والا مقام ياري كند.
پرسشي كه به ذهن مي رسد آن است كه حضرت زهرا داراي چه ويژگيهاي شخصيتي است كه او را از مردان و زنان ديگر امتياز مي بخشد. آيا فقط بدين خاطر است كه او دخت رسول خدا و همسر ولي خدا و مادر دو امام همام است هرچند اين ويژگي از امتيازات منحصر به فرد اوست اما اسوه بودن آن حضرت بدين خاطر نيست چرا كه اين ويژگي خارج از اراده و اختيار آن حضرت بوده و قابل تكرار و تحقيق دوباره نيست بلكه به لحاظ خصلتهايي است كه از اراده وهمت او سرچشمه ميگيرد.
به چند نمونه از اين خصائل اشاره مي شود:

1 ـ انيس و مونس پدر

معرفت والاي حضرت زهرا(سلام الله علیها) حتي در سنين كودكي و نوجواني از او شخصيتي ساخت كه با رحلت مادر بزرگوارش انيس و مونس پدرش رسول خدا شود. اين نقش را به گونه اي شايسته ايفا كرد كه لقب « ام ابيها» را دريافت نمود. دختري خردسال اما با معرفت كه توانست نقش مادري فداكار و عاقل و مدبر را ايفا كند و خلا وجودي مادر را براي شخصيتي چون رسول خدا پر كند.
آيا اين نقش آفريني بدون برخورداري از علم و معرفت عقل و درايت تدبير و مديريت امكان پذير است رفتار فاطمه با پدر به گونه اي بزرگوارانه حكيمانه و فداكارانه بود كه پيامبر او را « مادر پدر» ناميد.

2 ـ فعال در عرصه هاي اجتماعي و سياسي

فاطمه زهرا با آنكه دختري كم سن و سال بود اما در انجام رسالت يار و همراه رسول خدا بود. كسي كه پيامبر را در كوران حوادث سهمگين ياري مي كرد و به او آرامش مي بخشيد فاطمه بود.
مردان بزرگ معمولا در موقعيت خويش مرهون بانوان فداكاري هستند كه در كنارشان حضور داشته اند. بانوئي كه پس از خديجه اين نقش را براي رسول خدا ايفا مي كرد فاطمه بود. حضوري در ميدان هاي جهاد و مداواي مجروحان و مشخصا جراحات وارده به رسول خدا و امير مومنان علي (علیه السلام) مايه دلگرمي و آرامش خاطر ايشان و صبر و استقامت او در مصائب و گرفتارهاي دوران مكه مايه استواري پيامبر بود. چنان كه ايستادگي و مقاومت آن حضرت در برابر ظلمها و بي عدالتي ها پس از رحلت رسول خدا و دفاع از حريم ولايت نمونه اي مثال زدني است. به خانه مهاجر و انصار رفتن و آنان را به دفاع از «ولايت» تحريك و تحريض نمودن قاعدين را برترك وظيفه شان شماتت كردن غاصبان و ستمگران را مورد نكوهش قرار دادن شجاعانه در مسجد رسول خدا به ايراد سخن پرداختن و در برابر صاحبان قدرت سكوت نكردن همه و همه نشان دهنده شخصيت و قدرت روحي فاطمه زهرا در عرصه هاي اجتماعي و سياسي است. شخصيتي كه در دفاع از امت و ولايت جان خويش فدا كرد و درس ايستادگي و مقاومت در برابر ظلم و بي عدالتي را به همگان آموخت.
بي شك يكي از بهترين و آشكارترين الگوهاي بشريت در مصاف با ظلم و بي عدالتي و سكوت نكردن در برابر صاحبان قدرتهاي نا مشروع فاطمه زهرا است. اگر فاطمه زهرا در برابر ستم پيشگان نمي ايستاد زينب كبرا درس ايستادگي در برابر ظلم يزيديان را نمي آموخت و حقائق پر افتخار عاشورا به نسلهاي آينده منتقل نمي شد.
سيره فاطمه (سلام الله علیها) الگوي زنان شجاع و انقلابي ملت ايران بود كه با هدايت امام خميني (رض) در برابر رژيم استبدادي پهلوي ايستادند و موجب تهييج مردان در عرصه مبارزه شدند. چه بسيار بانواني كه در اين راه قرباني شدند و نام خود را در طومار پيروان واقعي حضرت ثبت كردند. سيره و سنت فاطمه زهرا و زينب كبري همواره پاسخي بود به جاهلان متنسكي كه انقلابيون را به خاطر دعوت زنان به مبارزه و حضورشان در راهپيمايي ها و تظاهرات شماتت مي كردند! و به بهانه هايي چون اينكه «زن نبايد در مقابل چشمان نامحرمان فرياد بزند مشت گره كند و شعار بدهد» و... به رهبر فقيد انقلاب طعن مي زدند!
گويا اين متحجران از سيره فاطمه زهرا و زينب كبرا بي خبر بودند كه چگونه در مقام «تظلم و دادخواهي» هم در اجتماعي ظاهر مي شدند و هم با حفظ شئون اسلامي به ايراد سخن پرداخته خطبه مي خواندند و كاخهاي ستمگران را به لرزه مي انداختند.
فاطمه زهرا در عين شجاعت و صلابت در برابر ستم پيشگان در پاسداري از حريم امت و ولايت مطيع امام زمانش بود. آنگاه كه امير مومنان او را به صبر و استقامت فراخواند براي حفظ وحدت امت اسلامي و جلوگيري از سو استفاده دشمنان قسم خورده رسول خدا اطاعت كرد و سكوت اختيار نمود در حفظ مصالح امت اسلامي و بقاي دين لحظه اي درنگ ننمود.
برخلاف آنچه امروز عده اي به بهانه دفاع از ولايت بر طبل اختلاف مي كوبند و به بهانه مظلوميت حضرت زهرا دست به اعمالي مي زنند كه با آرمان هاي آن حضرت بيگانه است.
آيا هيچ مسلماني باور ميكند كه حضرت زهرا(س) به شعله ور ساختن اختلاف و كينه بين برادران مسلمان رضايت دهد در حالي كه دشمنان مشترك مسلمانان در برابر شان صف آرايي كرده اند! آيا كسي مي تواند ادعا كند كه سكوت در برابر كشتار شيعه يا سني در سرزمين هاي اسلامي به دست آمريكا و صهيونيسم مورد رضايت آن حضرت است !
آيا كينه ورزي نسبت به پيروان اهل سنت كه غالبا مستضعفان فكري اند بيش از صليبي ها صهيونيستها در مرام فاطمه زهرا مي گنجد و مي توان به بهانه محبت به آن حضرت آن را توجيه كرد.

3 ـ مظهر حجاب و عفاف

بي شك يكي از جلوه هاي شخصيت فاطمه زهرا «حجاب و عفاف» آن حضرت است. گفتار و كردار آن بزرگوار در اين زمينه الگو و اسوه زنان عالم است. اين واقعيت آن قدر عيان و آشكار است كه نيازمند توضيح نيست.
حجاب كه به منزله صدفي براي گوهر وجود زن است به او مصونيت مي بخشد. به او فرصت حضور فعالانه و سازنده را در اجتماع مي بخشد. به او اين امكان را مي دهد كه خلاقيت ها و توانايي هاي خود را در عرصه هاي گوناگون اجتماعي و سياسي به كارگيرد بدون آنكه مورد طمع و سو استفاده مردان قرار گيرد.
سيره فاطمه زهرا و زينب كبرا در اين زمينه حجت را برهمه بانوان به ويژه آنان كه خود را پيرو ايشان مي دانند تمام كرده است. آنان در اجتماع حضور جدي داشتند اما حضوري با «حجاب و عفاف».
زنان مسلمان به ويژه زنان ايراني افتخار دارند كه علي رغم تلاش هاي متنوع سرسپردگان استعمار همچون رضاخان ميرپنج از «حجاب و عفاف» خود دست برنداشته و توانستند نهضتي تاريخي را خلق كنند.
ولي بايد به اين واقعيت تلخ اعتراف كرد كه عوامل مختلفي موجب شده كه در سالهاي اخير با فرهنگ حجاب و عفاف فاصله بگيريم. نويسنده مسئوليت اصلي را متوجه دولتمردان مي داند. چرا كه آنان بيشترين وظيفه و نقش را در جهت ترويج و تقويت فرهنگ حجاب و عفاف به عهده دارند.
حضور علما و روحانيت در صحنه سياست و قدرت اين مسئوليت و نقش را مضاعف مي سازد. دستگاه هاي فرهنگي و تبليغي كشور و بيش از همه صدا و سيماي جمهوري اسلامي بزرگترين نقش مثبت يا منفي را در اين وادي ايفا ميكنند.
آيا سياست هاي اتخاذ شده در كشور برنامه هاي اجرا شده در ادارات و سازمانهاي دولتي و غير دولتي ـ برنامه هاي صدا و سيما و... در راستاي ترويج اين فرهنگ بوده و ياتخريب آن
نويسنده معتقد نيست كه دولتمردان در صدد تخريب اين فرهنگ بوده اند. اما معتقد است كه در برابر هجوم سنگين دشمنان دين و تبليغات وسيع آنان در جهت تخريب ارزشهاي اخلاقي اين ملت تدبير شايسته اي به عمل نياورده اند و با روند روبه كاهش فرهنگ حجاب و عفاف منفعلانه بخورد نموده اند.
تصميم هاي نادرست برخي از مديران و دست اندركاران كشور در پاره اي از موضوعات مانند ورزش بانوان بدون آنكه زمينه ها و شرايط مناسب آن را فراهم آورند و قهرا حضور زنان در پاركها و اماكن عمومي براي ورزش پافشاري بي منطق بر حضور زنان در ورزشگاههاي ويژه مردان علي رغم مخالفت صريح مراجع معظم تقليد اشتغال زنان بدون هيچ حد و مرزي به مانند مردان و بدون رعايت تناسب شخصيتي بين آنان و بعضي از مشاغل برخورد يكسان با بانوان با حجاب و عفيف مانند بانوان بي حجاب و بدحجاب و حتي گاه ترجيح دسته دوم بر دسته اول ارج ننهادن بر فرهنگ حجاب و عفاف در رده هاي مختلف مديريتي كشور چهره سازي از زناني كه حجاب مناسب و متناسب يك زن مسلمان ندارند زنان بد حجاب را به عنوان افراد با فرهنگ به تصوير كشيدن و متقابلا بانوان با حجاب و عفاف را بي فرهنگ و كم سواد معرفي كردن «حيا و عفاف» را مربوط به گذشته دانستن كه امروزه ارزشي بودن خود را از دست داده بي تفاوتي نسبت به رواج اين منكر بزرگ اخلاقي ـ يعني بدحجابي و بي بندرباري ـ همگي از عوامل تاثيرگذار در اين زمينه است.
شب و روز از الگو بودن فاطمه زهرا(س) و زينب كبرا(س) سخن گفتن و در عمل بيگانه با رفتار و كردار آنان بودن جز فريب دادن خود نيست. امروز اماكن عمومي جولانگاه افراد بي مسئوليت و فاقد شخصيت و وقار شده و عرصه را بر افراد متدين با حجاب و عفاف تنگ كرده امروز ورزشگاه هاي بانوان از نظر فضاي فرهنگي و بي توجهي به ارزشهاي اخلاق و اجتماعي در وضعيتي است كه بانوان متدين و مقيد به احكام دين جرات حضور پيدا نمي كنند و به شدت از اين موضع گله مندند.
نويسنده معتقد است كه دولتمردان اگر اراده كنند مي توانند با همكاري علما دانشمندان و طيف وسيع مردم متدين و انقلابي با سياستگذاري و برنامه ريزي صحيح و اصولي و ارج نهادن بر فرهنگ حجاب و عفاف در جدول ارزشهاي جامعه را به سمت و سويي هدايت كنند كه اين فرهنگ در آن گسترش يابد و مظاهر بي حجابي و بي عفتي به حداقل برسد.
امروز بسياري از مسلماناني كه از كشورهاي اسلامي و حتي غير اسلامي به ايران سفر مي كنند از مشاهده وضعيت نابهنجار فرهنگي برخي از بانوان در كوچه ها و خيابانها شگفت زده ميشوند. نويسنده بارها در مشهد مقدس با چنين افرادي از كشورهاي ديگر روبرو شده كه از وضعيت حجاب زنان ايراني گلايه مندند. تصور كنيد وقتي در شهري مانند مشهد مقدس كه مسافران آن غالبا افراد مذهبي اند با چنين وضعيتي روبرو باشيم شهرهاي شمالي اصفهان شيراز و... چه وضعي خواهند داشت !
اشتباه برخي از دولتمردان اين است كه وضعيت حجاب بانوان را در اين كشور با وضعيت زنان در كشورهاي اروپايي يا اسلامي غير مقيد به احكام شرعي مقايسه مي كنند در حالي كه جمهوري اسلامي كشوري است كه در آن صدها هزار شهيد با هدف حاكميت ارزشهاي اخلاقي و اسلامي جان خود را فدا كردند و بايد با «مدينه النبي» مقايسه شود.
يك مقايسه گذرا بين وضعيت امروز جامعه از نظر فرهنگ حجاب و عفاف با وضعيت جامعه در سه چهار سال قبل نشان مي دهد كه ـ به جرات مي توان گفت ـ اگر بدتر نشده باشد بهتر نشده در حالي كه اصولگرايان با چنين شعارهايي از مردم راي گرفتند و به قدرت رسيدند.
اگر ارگاني مانند نيروي انتظامي نيز احساس مسئوليت مي كند تا در جهت گسترش فرهنگ حجاب و عفاف قدم بردارد مدعيان دين داري زبان به شماتت مي گشايند و اگر بتوانند سنگ اندازي مي كنند و عملا موفقيت طرح ها را با مشكل روبرو مي سازند!
ادامه دارد.....

سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 توسط ملائک |

طبقه بندی: حضرت فاطمه(س) 

حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها )

 

فاطمه

فاطمه بنت محمد (۶۰۵ م. در مکّه - ۶۳۲ م. در مدینه) دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب و مادر دو امام شیعه است. او از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان (به‌ویژه شیعیان) است، در مورد روز دقیق تولد و مرگ او توافق چندانی نیست. او مدتی پس از مرگ پدرش، درگذشت.

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که در مورد فاطمه وجود دارد، گزارش‌های خالص تاریخی زیادی در مورد زندگی او وجود ندارد. اطلاعات خالص تاریخی در مورد فاطمه بسیار اندک می‌باشند و بیشتر گزارش‌ها تنها برگ‌هایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد. در منابع اهل سنت فاطمه بر روی شخصیت او به عنوان بانوی پرهیزکار با ایمان تأکید می‌کنند. این منابع به‌خصوص در مورد فاطمه به عنوان دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه او، و شخصیت او به عنوان الگوی تقوا تأکید دارند. وی یکی از چهارده معصوم در نزد شیعیان دوازده‌امامی است.

 

نام، لقب و کنیه

نام‌ها و لقب‌های فاطمه

شیعیان بیش از ۵۰ نام برای او نام برده‌اند. از قول جعفر صادق، امام ششم شیعه نقل می‌شود که فاطمه دارای نه نام است که عبارت‌انداز: «فاطمه»، «صدیقه»، «مبارکه»، «طاهره»، «زکیه»، «راضیه»، «مرضیه»، «محدثه» و «زهراء».

فاطمه نام‌های دیگری نیز دارد: سیدةالنساء، بتول، حَصان، حرّة، عَذرا، هانیه، حوراء، مریم کبری، صدّیقه کبری، نوریه، سماویه. او بیش از ۱۰ کنیه دارد از جمله: امّ الحسن، امّ الحسین، امّ المحسن، امّ الائمه و امّ ابیها.

در احادیثی؛ چه در منابع تشیع و چه در اهل سنت فاطمه به عنوان سیدة النساء العالمین (سرور زنان دو عالم) نامیده شده‌است.

ریشه‌شناسی نام

فاطمه وصفی است از مصدر فطم. و فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده‌است. این صیغه که بر وزن فاعل معنی مفعولی می‌دهد، به معنی بریده و جدا شده‌است و به بچه شتر ماده‌ای که از شیر مادر گرفته شده «فاطمه» می‌گویند

در روایات شیعه آمده‌است که بنابر معنای واژه، دلیل نهادن نام فاطمه بر وی این بوده‌است که او و پیروان راستین‌اش از آتش دوزخ در امان داشته شده‌اند.

بعنوان یک شخصیت تاریخی

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که در مورد فاطمه وجود دارد، گزارش ها خالص تاریخی زیادی در مورد زندگی او وجود ندارد. اطلاعات خالص تاریخی در مورد فاطمه بسیار اندک می باشند و بیشتر گزارش ها تنها برگهایی نامهم از زندگی وی را پوشش می دهد.

کودکی و جوانی

در تاریخ تولد فاطمه دختر محمد اختلاف نظر وجود دارد (بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمد یا ۲ سال پس از آن) اما نظر مقبول‌تر سال ۶۰۵ میلادی یا ۵ سال پیش از آغاز دعوت محمد است. که با نظر دانشمندان اهل سنت نظیر طبری، ابوالفرج و برخی دیگر تطابق دارد. طبری از قول عباس نقل می‌کند که:

«فاطمه در سالی متولد شد که قریش مشغول ساختن خانه کعبه بودند و در آن هنگام پیغمبر در سن ۳۵سالگی بود.»

هر چند در صورت درست بودن این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال نشان داده می‌شود که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیر معمول به نظر می‌رسد. منابع اهل تشیع زمان تولد او را دیرتر از این تاریخ و بین ۲ یا ۵ سال پس از وحی اولین آیه‌ها (بعثت) عنوان می‌کنند. ولی در صورت درستی این تفاسیر، سن خدیجه مادر او در هنگام تولد فاطمه، بالاتر از ۵۰ سال خواهد بود. فاطمه در بسیاری موارد، چهارمین فرزند دختر محمد، پس از زینب، رقیه و ام کلثوم شمرده می‌شود، به عقیده برخی از محققان شیعه، او تنها دختر محمد است. فاطمه تنها فرزند محمد بود که به اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.

بعد از تولد فاطمه خدیجه پرستاری از فاطمه را شخصاً به عهده گرفت این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه به دنیا آمده خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه نشینان اطراف سپرده می‌شدند. او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود را در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنجهای زیادی برای پدرش بوجود آورده‌بودند گذراند.

ازدواج

عمر و ابوبکر خواستار ازدواج با فاطمه بودند، اما محمد پیشنهاد ازدواج آنها را نپذیرفت و می‌گفت که «امر او با خدا است». علی به سبب فقرش جرأت پاپیش‌ گذاشتن نداشت و این محمد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود که مبلغ خیلی معمولی بود. به توصیه محمد یک سوم تا دو سوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آنگاه محمد فاطمه را از قولی که به علی داده بود آگاه نمود. بگفته ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمد این را نشانه رضا دانست. به روایتی از شیخ مفید و شیخ طوسی در ۱ ذیحجه سال دوم هجرترسول خدا فاطمه را به علی تزویج کرد و به روایت دیگر ۶ ذیحجه بوده‌است.

علی مسکنی نه چندان دور از محمد برای فاطمه ساخت. اما فاطمه خانه ای نزدیکتر به پدر از علی خواست و به همین سبب یکی از اهالی مدین بنام حارثه ابن النعمان خانه خود را به زوج جوان بخشید.

فقر و تنگدستی در سالهای اول ازدواج

دلیلی وجود ندارد که احادیث در مورد فقر فاطمه و علی را رد کرد. اما این فقط مربوط به سالهای اول ازدواج آنها بود. یعنی دوره‌ای که بسیاری از اعضای جامعه مسلمانان به مانند علی و فاطمه فقیر بودند. تنها پس از فتح خیبر بود که دوران فقر این زوج تمام شد. زیرا آنها توانستند بعنوان یکی از مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات این واحه ثروتمند دریافت نمایند.

تسبیحات فاطمه

در سالهای اول ازدواج علی پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده بود. روزی علی خبر دار می‌شود که پیامبر چند برده دریافت کرده‌است. علی فاطمه را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر می‌رود اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود به همراه فاطمه راهی منزل پیامبر می‌شود، اما در خواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آنها گفت که «او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید برده‌ها را بفروشم و پول آنها را صرف کمک به آنها کنم». پیامبر در عوض تسبیحی که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان می‌آموزد. گویند علی هیچگاه پیش از خواب، گفتن این تسبیح را ترک نمی‌کرد.[۲۵]

فرزندان

حسن (امام حسن نزد شیعیان) در سال دوم هجری/ ۶۲۵ میلادی زاده شده‌است که در این صورت ازدواج فاطمه نمی‌تواند بعد از غزوه بدر بوده باشد. یا به روایتی در نیمه رمضان سال سوم هجرت بوده‌است. فاطمه حسین پسر علی (امام حسین نزد شیعیان) را پنجاه روز پس از تولد حسن باردار شد و در اولین روزهای ماه شعبان بسال چهارم هجرت به دنیا آورد. در کنار این دو پسر و فرزند مرده به دنیا آمده محسن، فاطمه دو دختر به دنیا آورد که به نام دو تن از عمه‌هایشان زینب و ام کلثوم نامگذاری شدند.

فعالیت های اجتماعی فاطمه

بنظر می رسد که فاطمه تنها در سه فعالیت سیاسی مهم حضور داشته اشت که هر سه در تمام منابع شیعه و سنی ثبت شده است هر چند به روایات متفاوت مشارکت داشته است. نپذیفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع شهامت مندانه او از علی پس از مرگ محمد و مخالفت با انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه و منازعات خشن با عمر، ادعای مالکیت وی بر اموال پدر و به چالش کشیدن ابوبکر بخصوص در مورد فدک و سهم خیبر که کلا توسط ابوبکر پذیرفته نشد.

تدفین

به گفته دانشنامه اسلام اکثریت منابع اولیه تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند. اما نقل قول‌هایی نیز وجود دارد که ابوبکر در مراسم تدفین حضور داشته و نماز میت را او بر فاطمه خوانده‌است.

محل شهادت

تقریبا تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده‌است و بنوشته دانشنامه اسلامی بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص می‌کنند. به نوشته این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کرده‌است) در گوشه دار عقیل (برادر علی)، به فاصله هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفته سایر منابع بعد از دفن یا مدتی بعد از آن دیگر محل دفن نامعلوم بود. المسعودی می‌نویسد که مقبره‌ای وجود داشته‌است که در کتیبه موجود در آن مقبره نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی بعنوان صاحبان مقبره نوشته شده بود(مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان می‌کند). اما المقدسی مقبره فاطمه را در فهرست مکانهایی قرار می‌دهد که در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده باشد.

خصوصیات ظاهری و جسمانی

برخلاف خواهرش رقیه که منابع اولیه از زیبایی او سخن گفته اند، منابع در مورد ظاهر فاطمه سکوت کرده اند جز اینکه گزارش کرده اند که مانند محمد گام برمی داشته است. احادیثی در مورد رنجور و مریض بودن او را نمی توان قبول نمود و احتمالا این احادیث به وضعیت هایی موقتی در زندگی فاطمه برمی گردد. اینکه فاطمه پنج بچه باردار شد، دوبار از مدینه به مکه رفت، و کار سخت او در خانه همه براین دلالت دارد که از سلامت در وضع جسمانی خوبی بسر می برده است.

فاطمه در منابع مذهبی

منابع مذهبی در مورد فاطمه بسیار فراوان می باشد. فاطمه در منابع مذهبی از اعضای اهل بیت پیامبر مسلمانان شمرده می‌شود و یکی از پنج نفر موسوم به آل کسا (آل عبا) و از افرادی که وجود نورانی او هزاران سال پیش از خلقت جهان توسط خداوند بوجود آمده است.

در منابع اهل سنت بر روی شخصیت او به عنوان بانویی پرهیزکار با ایمان تاکید می‌شود. این منابع بخصوص بر دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه او، و الگوی تقوا تاکید دارند.

در نزد شیعیان دوازده‌امامی فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارش‌ها و همچنین حدیث‌های منتسب به وی در مقایسه با سایر ۱۳ معصوم شیعه بسیار محدودتر می باشد. فاطمه به دلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و به همین سبب بسیاری از روایات زندگی وی را با شکوه نشان می‌دهند. ابن عیاث و ابن بابویه نام او را به مانند نام سایر آل عبا برگرفته از یک نام قدسی می‌دانند (الفاطر=خالق) حسن العسکری و فرات بن ابراهیم می‌نویسند که از میان نام‌هایی که خدا به آدم (اولین انسان) آموخت نام آل عبا و منجمله فاطمه بود.

در نزد شیعیان دوازده‌امامی فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارش‌ها و همچنین حدیث‌های منتسب به وی در مقایسه با سایر ۱۳ معصوم شیعه بسیار محدودتر می باشد.فاطمه به دلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و به همین سبب بسیاری از روایات زندگی وی را با شکوه نشان می‌دهند. ابن عیاث و ابن بابویه نام او را به مانند نام سایر آل عبا برگرفته از یک نام قدسی می‌دانند (الفاطر=خالق) حسن العسکری و فرات بن ابراهیم می‌نویسند که از میان نام‌هایی که خدا به آدم (اولین انسان) آموخت نام آل عبا و منجمله فاطمه بود.

فاطمه به عنوان "مادر امامان"، جایگاه ویژه ای در بینش شیعه دارد. او به عنوان تنها فرزند بازمانده محمد، همسر علی و مادر حسن و حسین، دارای جایگاه منحصر به فردی بین شیعیان است. خلافت فاطمیان بر اساس نام او بنا شده است. تفکرات این فرقه در فرقه اسماعیلیه نیز ادامه یافت. بنا به دیدگاه شیعیان، فاطمه شخصیتی مطهر، معصوم و به عنوان الگویی برای زنان مسلمان مطرح است. در منابع شیعه، بر شفقت و بخشندگی اش در عین تنگ دستی ای که داشت، تاکید شده است.

در نوشته‌های دینی مانند نوشته‌های ابن بابویه و فرات بن ابراهیم تولد او معجزه‌گونه است. منشا او میوه‌ای است از بهشت که معمولا سیب یا خرما دانسته می‌شود که محمد در هنگام معراج آنرا خورده‌است. بنابر حدیثی این میوه قبلا با شهد و شیرینی که از بال جبرئیل منشا گرفته است تماس داشته‌است. به نوشته ابن رستم طبری در دلایل الامامه و حسین ابن عبدلوهاب در عیون المعجزات به همین دلیل بوده است که پیامبر مسلمانان همیشه می‌گفته است فاطمه مخلوقی آسمانی در قالب انسان است. او رایحه بهشت را دارد و نام او در بهشت موجود است (معمولاً منصوره). فاطمه با مادرش هنگامی که در رحم بوده سخن می گفته است. تمام بانوان پرهیزکار از جمله سارا، آسیه، صفورا و مریم مادر عیسی مسیح در هنگام تولدش حاضر بودند. این زنان به خصوص مریم همیشه با فاطمه گره خورده اند و البته فاطمه همیشه برتر از همه آنها می‌باشد. به نوشته ابن شهرآشوب فاطمه در هنگام تولد اسرار الاهی و وقایع آینده را بازگو کرد و در این هنگام دنیا غرق در نور می شود.

فاطمه در باورهای عامیانه و افسانه‌ها

برخلاف منابع تاریخی کمی که در مورد فاطمه در دسترس می باشد، درجه اهمیت فاطمه در باورهای عامه و داستان‌های موجود در جهان اسلام جالب توجه می‌باشد. به نوشته جین کالمارد در دانشنامه ایرانیکا، در اینگونه داستان‌ها معمولاً قسمتهای ناخوشایند در مورد زندگی فاطمه مانند کشمکش‌های وی با علی محو می‌‌شود و در عوض مواردی به سود وی مانند شجاعت او در هنگام رویارویی در برابر ابوبکر در مورد فدک بزرگ نشان داده می شود. به علاوه، این داستان‌ها انواع کرامات، معجزات، و حکایات در مورد تولد، نامزدی، ازدواج، بکارت، بارداری، مادری و قدرت فاطمه را به تفصیل شرح داده‌اند.

هانری کربن تناظری بین فاطمه در متون مذهبی و آناهیتا الههٔ باروری و آبهای روان ایران باستان مشاهده نموده است. ویلهلم ایلرز در مطالعاتش بر روی منابع شیعه بر این ارتباط تاکید و اشاره می‌کند که در این منابع آبهای بهشت و زمین و نمک جزیی از مهریه فاطمه بوده است. همچنین در اعتقادات عوامانه فاطمه و در آئین‌هایی که به باروری مرتبط است با عناصری که سمبل باروری هستند در ارتباط می‌باشد مانند رنگین کمان، گل یاسمن و انار.


شنبه سوم اردیبهشت 1390 توسط ملائک |

طبقه بندی: حضرت فاطمه(س) 

فضايل قرآني حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها )

فضايل قرآني حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها )
 
فاطمه زهرا (سلام الله عليها) يگانه بانوي بزرگ اسلام است كه شناخت حقيقي ابعاد وجودي اين سرور زنان دو جهان تنها در عهده ائمه اطهار عليهم السلام و از طريق قرآن مجيد و كلام معصومين(علیهم السلام) امكان پذير خواهد بود و از همين رو ادعاي شناخت و معرفت حقيقي اين شخصيت با عظمت فقط برازنده انسان كامل و معصوم است.
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در تاريخ اسلام بانويي نمونه و يگانه است كه در عرصه هاي مختلف جايگاه درخشنده اش بروز و ظهور پيدا كرده است و شان و منزلت اين كوثر پرعظمت در روايات و احاديث و تفاسير و تاويل هايي كه از سوي معصومين به آن اشاره گرديد بارها يادآوري شده است.
احاديثي كه فضايل حضرت زهرا را بيان مي كند بسيار زياد است اما آنچه كه در اين نوشتار به آن پرداخته شده، رواياتي است كه در تفسير و تاويل و بيان شان نزول برخي از آيات قرآن درباره فاطمه(سلام الله علیها) وارد شده است. بديهي است كه اين مطالب تنها گوشه اي از فضايل شخصيت باعظمت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است كه اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

شناخت فاطمه (سلام الله علیها) محوريت ليله القدر

در تفسير فرات كوفي از امام صادق(علیه السلام) درباره آيه نخست سوره قدر «انا انزلناه في ليله القدر» روايت شده است كه حضرت فرمودند: منظور و مراد از «ليله» فاطمه است و مقصود از «القدر» الله جل جلاله است، پس هر كسي كه فاطمه(س) را آن گونه كه حق آن است، بشناسد، به تحقيق شب قدر را درك كرده است و همانا او فاطمه ناميده شد زيرا كه مردم از شناخت او بازماندند (عاجز ماندند). (1)

آيين پايدار

در كتاب البرهان في تفسير القرآن، نوشته سيدهاشم بحراني، در تفسير آيه پنجم سوره بينه آنجا كه خداوند متعال مي فرمايد: «ذلك دين القيمه» از حضرت امام محمدباقر(ع) روايت شده كه فرمودند: منظور از اين آيه فاطمه(س) است (2)
در اين رابطه بايد گفت كه ولايت اهل بيت(ع) لازمه قبولي همه فرائض و عبادات است و در حقيقت دين بدون ولايت محمد و آل محمد كامل و پايدار نيست و اينكه در روايت، پايداري دين به (محبت) فاطمه (و ذريه او) تفسير شده است، حاكي از همين مطلب مهم مي باشد.
فاطمه زهرا بر اساس سخنان معصومين عليهم السلام حجت و نشانه الهي بر اين ذوات مقدسه بوده است و ولايت و محبت او و فرزندانش يكسان و در راستاي ولايت الهي است و آييني كه اين ولايت را همراه نداشته باشد پايدار نمي ماند. (3)
همچنان كه امام صادق(ع) مي فرمايند: هنگامي كه بنده اي در آخرت در برابر خداوند متعال قرار مي گيرد، نخست درباره نمازهاي واجب، زكات، روزه و ولايت ما اهل بيت مورد سوال قرار مي گيرد، پس اگر به ولايت ما اقرار نموده و بر اين عقيده از دنيا رخت بربسته باشد، نماز، زكات، روزه و حج او مورد قبول حق تعالي خواهد بود، اما چنانكه اقرار به ولايت ما نكند هيچ يك از اعمال او پذيرفته نخواهد شد. (4)
.................................. در ادامه مطلب 

یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 توسط ملائک |

طبقه بندی: حضرت فاطمه(س) 

یک پیوند آسمانی

 
هر سه می‏آیند و می‏گویند: تو از همه با تقواتری; از همه زودتر مسلمان شده‏ای; هر خوبی که بگویی، داری; دختر پیامبر (صلی الله علیه واله) بزرگ شده، ما از او خواستگاری کرده‏ایم; ولی جوابمان کرده‏اند و گفته‏اند: «خدای او برایش تصمیم می‏گیرد» ; چرا تو نمی‏روی! شاید به تو روی خوش نشان بدهند» .
تو، دلت آتش می‏گیرد; چشمانت غرق اشک می‏شود و می‏گویی: «ای ابوبکر! چیزی را به یادم آوردی که سعی کرده بودم، فراموشش کنم . به خدا! فاطمه را دوست دارم و هرگز نخواسته‏ام درباره ازدواج با او بی‏خیال باشم; ولی ... ولی ... آخر دستم از دنیا خالی است‏» .
..................... در ادامه مطلب
 


ادامه مطلب

دوشنبه هفدهم آبان 1389 توسط ملائک |

طبقه بندی: حضـــرت علی(ع)  حضرت فاطمه(س) 

 



به نام خدایی که پروانه حیران اوست.
.................................................
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم
.................................................
آبروی حسین به كهكشان می ارزد
یك موی حسین بر دو جهان می ارزد
گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد
.................................................
تاسوعا، مقدمه جان‌فشاني و عاشورا، سرفصل دلباختگي در محضر حسين علیه السلام است.
.................................................
در صورتیکه از وبلاگ من خوشتون اومد منو با نام : ملائک لینک کرده و در قسمت نظرات به من هم بگید تا شما رو لینک کنم.
با تشکر!

پست الکترونیک

 

قــــــرآن الکریــم
پـروردگار سبحـان
حضرت محمد(ص)
حضـــرت علی(ع)
امــــام حسـن(ع)
امــام حسـین (ع)
امــام سجـــاد (ع)
حضرت فاطمه(س)
امام محمد باقر (ع)
امام محمدصادق(ع)
امام موسی کاظم(ع)
امــــــــــام رضــــا (ع)
امــــــام جــــــواد (ع)
امــام محمد هادی (ع)
امام حسن عسکری (ع)
حضــرت مــــهـــدی (عج)
حضرت زینب (سلام الله علیها)
حضرت معصومه (سلام الله علیها)
حــضرت اباالفـضـل (علیه السلام)
حضــرت خدیجه (سلام الهه علیها)
ماه مبارک رمضان
داســـتانـک
مناسبت های خاص
شیطان پرستی

 

گریه بر امام حسين(عليه السلام) که ۱۴۰۰ سال پیش به شهادت رسیده اند چه نفعی دارد؟
احکام جوجه شيطان پرست ها
شیطان پرستی چیست؟
!‌ هشدار
زیارت
پست ثابت
عاشورا اسوه ای منحصر به فرد
غدیر و فلسفه سیاسی اسلام
ويژگيهاى حضرت معصومه (س)
شب قدر ؛ تقرير سعادت انساني

 

 

آبان 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389

 

 

 

پایگاه جامع عاشورا
قالبهای مذهبی وبلاگ
تیتانیا
یک قـدم تـا خــدا
انتشارات بین المللی گاج
از عشق زمینی تا عشق الهی
سایت رسمی سید مهدی میرداماد
ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند
پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان زنجان
آموزش پدیده ها یا اشاره نشانه ها
دانلود همه چيز"_"بيا ضررنميکني "_")
درانتظارگل نرگس مهدی موعود(عج)
هیئت عزاداران ام ابیها(س)تبریز
یاد پرستوهای عاشق بخیر
السلام علیک یا صاحب الزمان
شیدا،سلطان غم ها
سلام علی آل یاسین
قطب نمای حق
ساحل انتظار
برترين حجاب
شهر بهشت
امام زمان
آواز
سرزمین لاله ها
خنده
جايی برای همه
دانلودستان بلاگفا
سیمای آفتاب
مهدویت وشیطان پرستی
فناوری کامپیوتر
جشنواره فیلم شهر
مرواريد جنوب
منتظران منجی
شهر حدیث
صراط
او خواهد آمد...
پايگاه رسمي هيئت مكتب الرضا
هم عهدان منتظر
دانلود جذاب ترين نرم افزار ها
دبستان رسالت سوسنگرد
شهیدقلب
رازهای زیبایی و سلامت
به یاد آخرین خلیفه پروردگار
دختران فراتر از گل
فرهنگ جبهه
حضور
مهربان
اندیشه و بیداری
قاف عشق
زمونه
خاطرات چادر مشکی
انصار
منتظران ظهور
گلادیاتور
فقط به خاطر خدا(شاهزاده ی تاریکی)
من هم شیعه هستم
گلواژه های خیس
صبح قریب
یاد یاران آسمانی
طــراحــی و ساخــت بنــر رایگــان
اندیشه یعنی عبادت نرم
دختران باباعطا
صاحب الزمان
بسم الله الرحمن الرحیم
surena347

 

سایت رسمی آیت الله مکارم شیرازی
نور پرتال
تبیان
راسخون
شیطان:در سه مورد مرا یاد کن.
قرآن
ای آیینه !!
یک داستان جالب و آموزنده
تقویم ماه مبارک رمضان
مذهبی

 

RSS 2.0

 


مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.